|
انجمن معتادان جنسی گمنام سایت انجمن معتادان جنسی گمنام ایران
|
|
مشکل در بسياري از ما احساس بي لياقتي، بي ارزشي، تنهايي و ترس وجود داشت. درون ما هيچگاه با چيزهايي كه در ديگران مي ديديم جور در نمي آمد. به زودي اين احساس در ما بوجود آمد كه از پدر و مادر، دوست و رفيق و از خودمان جدا هستيم. به وسيله ي خيالپردازي و استمناء در دنياي ديگري به سر مي برديم. ما خودمان را در عكسها و تصاوير غرق، و خيالاتمان را دنبال مي كرديم. ما شهوتراني مي كرديم و مي خواستيم مورد شهوتراني قرار بگيريم. ما يك معتاد واقعي شديم: خود ارضايي، بي بند و باري جنسي، زنا، ارتباطهاي همراه با وابستگي و خيالپردازي مداوم. ما اينها را به وضوح ديده ايم؛ خريديمش، فروختيمش، با آن تجارت كرده ايم و در برابرش تسليم شديم. ما به فريب دادن و نقشه كشيدن، آزار دادن و به نهي شده ها اعتياد پيدا كرده بوديم. تنها راهي كه براي نجات از شهوت مي دانستيم انجام دادن اين كار بود. ((خواهش مي كنم با من ارتباط داشته باش و مرا تكميل كن)) .ما گريه كنان با آغوش باز از آن استقبال مي كرديم. ما براي يك لذت بالاتر شهوتراني مي كرديم. ما اختيار و قدرتمان را تسليم به ديگران مي كرديم. اين باعث بوجود آمدن احساس گناه، تنفر نسبت به خود، پشيماني، احساس پوچي و درد مي شد و ما هميشه به درون خودمان مي رفتيم دور از واقعيت، دور از عشق، در درون خود مفقود شده بوديم. عادت ما داشتن يك صميميت حقيقي را غير ممكن كرده بود. ما هيچ اتحاد و يكپارچگي واقعي را با ديگران نمي شناختيم چون به غير واقعيتها عادت كرده بوديم. به دنبال يك كيميا بوديم، يك ارتباط جادويي. ارتباطي كه صميميت و اتحاد با ديگران را از بين مي برد. خيالات واقعيت را فاسد كرده بود، شهوت عشق را كشته بود. شهوت ابتدا معتاد و سپس عشق را فلج مي كند. ما مي خواستيم كمبودهاي درون خودمان را با برداشتن از وجود ديگران جبران كنيم. بارها و بارها خودمان را فريب داديم كه دفعه بعد آخرين باري است كه اين كار را انجام مي دهيم. ما در حقيقت داشتيم زندگيمان را مي باختيم. |
مشکل |
|
بخش خدمات اخبار سبد هفتم |